krugförmig
کوزهمانند، خمرهای شکل
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به کوزه یا خمره، معمولاً با یک بدنه گرد و گردن باریکتر.
- Die Vase hatte eine elegante, krugförmige Gestalt.گلدان شکلی زیبا و کوزهمانند داشت.
- Der Berg ragte krugförmig in den Himmel.کوه به شکلی کوزهمانند به آسمان قد برافراشته بود.
- Die Frucht war klein und krugförmig.میوه کوچک و کوزهشکل بود.