krumpelten
خم شدند، چروک شدند
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
به دلیل رطوبت، گرما یا کهنگی، چروکیده، جمع شده یا چینخورده شدن؛ از حالت اولیه خود خارج شدن.
- Das alte Leder des Sessels war über die Jahre krumpelt und rissig geworden.چرم قدیمی صندلی در طول سالها چروکیده و ترک خورده بود.
- Die Kleidung krumpelte nach dem Waschen, weil sie nicht für die hohe Temperatur geeignet war.لباسها پس از شستشو چروکیده شدند، زیرا برای دمای بالا مناسب نبودند.