kryptografieren

Aussprache: /kʁyptograˈfiːrən/
Wortzerlegung: kryp·to·gra·fie·ren
فعل

رمزنگاری کردن، رمز کردن

Beispiele

  • Mit so einem Programm können Sie auch Ihre E-Mails ''kryptografieren''.با چنین برنامه‌ای می‌توانید ایمیل‌های خود را نیز "رمزنگاری" کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

داده‌ها یا اطلاعات را با استفاده از الگوریتم‌های رمزنگاری به شکلی تبدیل کردن که فقط افراد مجاز بتوانند آن را بخوانند.

  • Die Regierung kryptografiert sensible Daten, um sie vor Cyberangriffen zu schützen.دولت داده‌های حساس را برای محافظت در برابر حملات سایبری رمزنگاری می‌کند.
  • Bevor die E-Mail gesendet wird, sollte man sie kryptografieren.قبل از ارسال ایمیل، باید آن را رمزنگاری کرد.