kubistisch

Aussprache: /kuˈbɪstɪʃ/
Worttrennung: ku·bis·tisch
صفت

کوبیستی، مربوط به کوبیسم

Bedeutungen

1

مربوط به یا پیرو سبک هنری کوبیسم، که در آن اشیاء به صورت اشکال هندسی تجزیه شده و از زوایای مختلف نمایش داده می‌شوند.

  • Picasso war einer der Begründer der kubistischen Malerei.پیکاسو یکی از بنیان‌گذاران نقاشی کوبیستی بود.
  • Das Gemälde zeigt eine kubistische Darstellung der Stadt.این نقاشی نمایشی کوبیستی از شهر را نشان می‌دهد.
  • Die kubistische Architektur brach mit traditionellen Formen.معماری کوبیستی با اشکال سنتی در تضاد بود.