kuhförmig

Aussprache: /ˈkuːˌfœʁmɪç/
Worttrennung: kuh·för·mig
صفت

گاوی شکل، شبیه گاو

Bedeutungen

1

دارای شکلی که شبیه گاو است؛ معمولاً به بدنی بزرگ و گرد یا ویژگی‌های خاصی اشاره دارد.

  • Der Berg hatte eine ungewöhnliche, fast kuhförmige Silhouette.کوه شکلی غیرمعمول و تقریباً گاوی داشت.
  • Die Kuh war sehr groß und hatte einen kuhförmigen Körperbau.این گاو بسیار بزرگ بود و بدنی گاوی شکل داشت.
  • Manche Dinosaurier hatten einen kuhförmigen Kopf.برخی دایناسورها سری گاوی شکل داشتند.