kuhhandeln
مذاکره پنهانی کردن، معامله پنهانی کردن
Beispiele
- In Berlin ''kuhhandelt'' man um die Regierung.در برلین برای دولت مذاکره پنهانی میکنند.
Bedeutungen
1
intransitiv
با سماجت و اغلب با زیرکی یا ترفندهای خاص برای رسیدن به توافق یا معاملهای چانه زدن
- Die Politiker mussten lange kuhhandeln, um einen Kompromiss zu finden.سیاستمداران مجبور بودند مدتها چانه بزنند تا به یک سازش برسند.
- Beim Kauf des Autos hat er ordentlich gekuhhandelt.او هنگام خرید ماشین حسابی چانه زد.