kuhköpfig

Aussprache: /ˈkuːˌkœpfɪç/
Worttrennung: kuh·köp·fig
صفت

سر گاوی، لجباز

Bedeutungen

1

به معنای تحت‌اللفظی، دارای سری شبیه سر گاو. در معنای مجازی، سرسخت، لجباز و غیرقابل انعطاف.

  • Er ist sehr kuhköpfig und lässt sich nicht von seiner Meinung abbringen.او بسیار لجباز است و نمی‌توان او را از عقیده‌اش منصرف کرد.
  • Ihre kuhköpfige Haltung machte jede Verhandlung schwierig.موضع سرسختانه او هر مذاکره‌ای را دشوار می‌کرد.
  • Manche Leute sind so kuhköpfig, dass sie nie zugeben, falsch zu liegen.برخی افراد آنقدر لجباز هستند که هرگز اعتراف نمی‌کنند اشتباه کرده‌اند.