kultivieren

Aussprache: /kʊltiˈviːʁən/
Worttrennung: kul·ti·vie·ren
فعل

کشت کردن, پرورش دادن, آباد کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas kultivieren)

زمین را برای کشاورزی آماده کردن و گیاهان را کشت و پرورش دادن.

  • Die Bauern kultivieren hier hauptsächlich Weizen und Mais.کشاورزان در اینجا عمدتاً گندم و ذرت کشت می‌کنند.
  • Es braucht viel Arbeit, um dieses Land zu kultivieren.کشت این زمین به کار زیادی نیاز دارد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas kultivieren)

چیزی را پرورش دادن، توسعه دادن، بهبود بخشیدن یا ایجاد کردن (به صورت مجازی، مانند هنر، علم، روابط).

  • Sie versucht, ihre künstlerischen Fähigkeiten zu kultivieren.او سعی می‌کند مهارت‌های هنری خود را پرورش دهد.
  • Es ist wichtig, gute Beziehungen zu kultivieren.پرورش روابط خوب اهمیت دارد.