kultivieren
کشت کردن, پرورش دادن, آباد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas kultivieren)
زمین را برای کشاورزی آماده کردن و گیاهان را کشت و پرورش دادن.
- Die Bauern kultivieren hier hauptsächlich Weizen und Mais.کشاورزان در اینجا عمدتاً گندم و ذرت کشت میکنند.
- Es braucht viel Arbeit, um dieses Land zu kultivieren.کشت این زمین به کار زیادی نیاز دارد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas kultivieren)
چیزی را پرورش دادن، توسعه دادن، بهبود بخشیدن یا ایجاد کردن (به صورت مجازی، مانند هنر، علم، روابط).
- Sie versucht, ihre künstlerischen Fähigkeiten zu kultivieren.او سعی میکند مهارتهای هنری خود را پرورش دهد.
- Es ist wichtig, gute Beziehungen zu kultivieren.پرورش روابط خوب اهمیت دارد.