kulturalistisch
فرهنگگرایانه
Bedeutungen
1
مربوط به یا طرفدار فرهنگگرایی؛ دیدگاهی که بر نقش تعیینکننده فرهنگ در شکلدهی به رفتار و باورهای انسانی تأکید دارد.
- Die Debatte drehte sich um eine stark kulturalistische Interpretation der Geschichte.بحث حول یک تفسیر به شدت فرهنگگرایانه از تاریخ بود.
- Er vertritt eine eher kulturalistische Sichtweise auf soziale Phänomene.او دیدگاهی نسبتاً فرهنگگرایانه نسبت به پدیدههای اجتماعی اتخاذ میکند.
- Diese Analyse ist zu kulturalistisch und vernachlässigt ökonomische Faktoren.این تحلیل بیش از حد فرهنگگرایانه است و عوامل اقتصادی را نادیده میگیرد.