kulturbegeistert
علاقهمند به فرهنگ، شیفته فرهنگ
Bedeutungen
1
کسی که اشتیاق و علاقه زیادی به هنر، ادبیات، تاریخ و سایر جنبههای فرهنگ دارد.
- Als kulturbegeisterter Mensch besuchte er regelmäßig Museen und Konzerte.او به عنوان فردی علاقهمند به فرهنگ، به طور منظم از موزهها و کنسرتها بازدید میکرد.
- Die kulturbegeisterte Gruppe plante eine Reise nach Italien.گروه علاقهمند به فرهنگ، سفری به ایتالیا را برنامهریزی کرد.
- Er war ein kulturbegeisterter Student, der sich für viele verschiedene Kunstformen interessierte.او دانشجویی شیفته فرهنگ بود که به اشکال مختلف هنری علاقه داشت.