kulturhistorisch
فرهنگی-تاریخی، مربوط به تاریخ فرهنگ
Bedeutungen
1
مربوط به تاریخ و تحول فرهنگ یک جامعه یا دوره زمانی خاص؛ در برگیرنده جنبههای فرهنگی در بستر تاریخی.
- Das Museum zeigt eine kulturhistorische Ausstellung über das Leben im Mittelalter.این موزه یک نمایشگاه فرهنگی-تاریخی درباره زندگی در قرون وسطی را به نمایش میگذارد.
- Die Kleidung ist ein wichtiges kulturhistorisches Zeugnis.این پوشاک یک شاهد مهم فرهنگی-تاریخی است.
- Er forscht auf dem Gebiet der kulturhistorischen Entwicklung Europas.او در زمینه توسعه فرهنگی-تاریخی اروپا تحقیق میکند.