kunden
اعلام کردن، خبر دادن، ابراز کردن
Beispiele
- Er aber stand auf und ''kundete'' seine Absicht mit lauter Stimme.او ایستاد و قصد خود را با صدای بلند اعلام کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
اطلاع دادن یا آگاه کردن رسمی و عمومی در مورد یک موضوع یا رویداد مهم، اغلب از طریق اعلامیه یا بیانیه.
- Der König kündete seinem Volk die bevorstehende Heirat an.پادشاه ازدواج قریبالوقوع را به مردم خود اعلام کرد.
- Die Versammlung kündete die neuen Statuten der Organisation an.مجمع اساسنامههای جدید سازمان را اعلام کرد.