فعل
اعلام کردن، ابلاغ کردن، رساندن (خبر)
معانی و تعاریف kundmachen:
- چیزی را اعلام کردن، آشکار کردن، خبر دادن (اغلب به صورت رسمی)
جملات نمونه برای kundmachen:
Bundesgesetze, Staatsverträge und Verordnungen müssen im Bundesgesetzblatt ''kundgemacht'' werden, um verbindliche Geltung zu erlangen.
قوانین فدرال، معاهدات دولتی و مقررات باید در روزنامه رسمی فدرال "اعلام" شوند تا رسمیت پیدا کنند.
Die Regierung machte ihre Entscheidung öffentlich kund.
دولت تصمیم خود را علناً اعلام کرد.
Er wollte seine Liebe zu ihr der ganzen Welt kundmachen.
او میخواست عشق خود را به او به تمام دنیا اعلام کند.