auskundschaften
شناسایی کردن، کشف کردن، جاسوسی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas/jemanden auskundschaften)
با دقت و مخفیانه اطلاعاتی در مورد یک مکان، شخص یا وضعیت جمعآوری کردن، معمولاً با هدف خاصی مانند جاسوسی یا برنامهریزی.
- Die Spione versuchten, die geheimen Pläne des Feindes auszukundschaften.جاسوسان تلاش کردند نقشههای سری دشمن را شناسایی کنند.
- Er kundschaftete das Gelände aus, bevor er den Einbruch plante.او قبل از برنامهریزی برای سرقت، منطقه را شناسایی کرد.