kungeln
تبانی کردن، معامله پنهانی کردن
Beispiele
- Nachdem die Mafia die politische Macht an sich gerissen hatte, ''wurde'' viel im Land ''gekungelt.پس از اینکه مافیا قدرت سیاسی را به دست گرفت، تبانیهای زیادی در کشور انجام شد.
- Viel zu lange schon ist sie [die EU] zum Projekt der Eliten und Diplomaten geworden, die häufig unter Ausschluss der Öffentlichkeit ''kungeln.مدتهاست که [اتحادیه اروپا] به پروژهای برای نخبگان و دیپلماتها تبدیل شده است که اغلب در خفا تبانی میکنند.
Bedeutungen
1
(mit + Dativ)
به صورت پنهانی و اغلب غیرقانونی یا غیراخلاقی با کسی برای رسیدن به منافع شخصی توافق کردن؛ تبانی کردن، دسیسه کردن، پنهانی معامله کردن
- Die Politiker sollen miteinander gekungelt haben.گفته میشود سیاستمداران با هم تبانی کردهاند.
- Es wird vermutet, dass sie bei der Vergabe des Auftrags gekungelt haben.گمان میرود که آنها در واگذاری قرارداد دسیسه کردهاند.