kupieren

Aussprache: /kuˈpiːʁən/
Wortzerlegung: ku·pie·ren
فعل

کوتاه کردن، بریدن (دم یا گوش حیوانات)؛ مهار کردن یا متوقف کردن بیماری

Beispiele

  • Bei dem Hund waren Ohren und Schwanz ''kupiert.گوش‌ها و دم سگ بریده (کوتاه) شده بود.
  • Allerdings haben die - vor wenigen Jahren berühmt gewordenen - Antihistamine den Nachteil, daß sie den Schnupfen nur im frühesten Anfangsstadium ''kupieren'' können.با این حال، آنتی‌هیستامین‌ها - که چند سال پیش معروف شدند - این معایب را دارند که می‌توانند زکام را فقط در نخستین مرحله آغازین مهار کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دم یا گوش حیوان را بریدن یا کوتاه کردن (معمولاً به دلایل زیبایی یا پزشکی)

  • Früher wurden Hunden oft die Ohren kupiert.در گذشته اغلب گوش‌های سگ‌ها بریده می‌شد.
  • Das Kupieren von Schwänzen bei bestimmten Hunderassen ist in vielen Ländern verboten.بریدن دم در برخی نژادهای سگ در بسیاری از کشورها ممنوع است.
2 Akkusativ

(مجازی) چیزی را محدود کردن، کاهش دادن یا متوقف کردن

  • Man versucht, die Ausbreitung der Krankheit zu kupieren.تلاش می‌شود تا گسترش بیماری محدود شود.
  • Die Maßnahmen sollen die steigenden Kosten kupieren.این اقدامات باید هزینه‌های رو به افزایش را کاهش دهند.