auskuppeln
کلاچ گرفتن، جدا کردن دنده از موتور، قطع اتصال
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در وسایل نقلیه، کلاچ را فشار دادن تا اتصال موتور و گیربکس قطع شود و بتوان دنده را عوض کرد یا خودرو را متوقف کرد.
- Beim Anhalten muss man auskuppeln.هنگام توقف باید کلاچ گرفت.
- Der Fahrschüler vergisst oft, beim Gangwechsel auszukuppeln.هنرجوی رانندگی اغلب فراموش میکند هنگام تعویض دنده کلاچ بگیرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas auskuppeln)
به طور کلی، اتصال مکانیکی، الکتریکی یا مجازی بین دو بخش یا سیستم را قطع کردن.
- Bitte kuppeln Sie das Gerät vom Stromnetz aus.لطفاً دستگاه را از شبکه برق جدا کنید.
- Der Pilot kuppelte die Autopilotfunktion aus.خلبان عملکرد خلبان خودکار را قطع کرد.