auskuppeln

Aussprache: /ˈaʊ̯skuːpl̩n/
Worttrennung: aus·kup·peln
فعل

کلاچ گرفتن، جدا کردن دنده از موتور، قطع اتصال

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در وسایل نقلیه، کلاچ را فشار دادن تا اتصال موتور و گیربکس قطع شود و بتوان دنده را عوض کرد یا خودرو را متوقف کرد.

  • Beim Anhalten muss man auskuppeln.هنگام توقف باید کلاچ گرفت.
  • Der Fahrschüler vergisst oft, beim Gangwechsel auszukuppeln.هنرجوی رانندگی اغلب فراموش می‌کند هنگام تعویض دنده کلاچ بگیرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas auskuppeln)

به طور کلی، اتصال مکانیکی، الکتریکی یا مجازی بین دو بخش یا سیستم را قطع کردن.

  • Bitte kuppeln Sie das Gerät vom Stromnetz aus.لطفاً دستگاه را از شبکه برق جدا کنید.
  • Der Pilot kuppelte die Autopilotfunktion aus.خلبان عملکرد خلبان خودکار را قطع کرد.