kurabgabepflichtig

Aussprache: /ˌkuːɐ̯ʔapˌɡaːbəˌpflɪçtɪç/
Worttrennung: ku·r·ab·ga·be·pflich·tig
صفت

مشمول عوارض اقامت درمانی، ملزم به پرداخت عوارض اقامت درمانی

Bedeutungen

1

مشمول پرداخت عوارض یا مالیات مربوط به اقامت درمانی یا گردشگری در یک منطقه خاص.

  • Touristen, die länger als drei Nächte bleiben, sind kurabgabepflichtig.گردشگرانی که بیش از سه شب اقامت دارند، مشمول عوارض اقامت درمانی هستند.
  • Die Gemeinde hat beschlossen, dass die Übernachtungen in Hotels kurabgabepflichtig werden.شهرداری تصمیم گرفته است که اقامت شبانه در هتل‌ها مشمول عوارض اقامت درمانی شود.
  • Gäste, die kurabgabepflichtig sind, erhalten eine Kurkarte mit Vergünstigungen.مهمانانی که مشمول عوارض اقامت درمانی هستند، کارت اقامت درمانی با تخفیف دریافت می‌کنند.