kuratieren
کیوریت کردن، مدیریت و سازماندهی (نمایشگاه/محتوا)
Beispiele
- Eine der wenigen von ihm ''kuratierten'' Sonderausstellungen „ Mit Spaten und Hubschrauber – 20 Jahre archäologische Forschung im unteren Neckarland “ zeigte einmal mehr seine außerordentliche Fähigkeit, die Arbeit eines Archöologen publikumswirksam in Szene zu setzen.یکی از معدود نمایشگاههای ویژهای که او «کیوریت» کرده بود، با عنوان «با بیل و هلیکوپتر - ۲۰ سال پژوهش باستانشناسی...» بار دیگر توانایی فوقالعاده او را در نمایش جذاب کار یک باستانشناس نشان داد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
انتخاب، سازماندهی و نمایش دادن آثار هنری، محتوا یا اطلاعات (معمولاً در موزهها، گالریها یا پلتفرمهای دیجیتال)
- Sie kuratiert eine Ausstellung moderner Kunst.او یک نمایشگاه هنر مدرن را سرپرستی میکند.
- Immer mehr Plattformen kuratieren Inhalte für ihre Nutzer.پلتفرمهای بیشتری محتوا را برای کاربران خود گردآوری و نمایش میدهند.