hochkurbeln
بالا آوردن (با هندل)، افزایش دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hochkurbeln)
چیزی را با استفاده از اهرم، میللنگ یا دستگیره بالا کشیدن یا بالا آوردن.
- Er kurbelte das Fenster langsam hoch.او پنجره را به آرامی با هندل بالا آورد.
- Die Mechaniker mussten die Maschine manuell hochkurbeln.مکانیکها مجبور بودند دستگاه را به صورت دستی با هندل بالا بیاورند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas hochkurbeln)
به صورت مجازی، چیزی را به سرعت یا به شدت افزایش دادن، رونق دادن، تقویت کردن (معمولاً اقتصاد، فروش، تولید و غیره).
- Die Regierung versucht, die Wirtschaft wieder hochzukurbeln.دولت تلاش میکند تا اقتصاد را دوباره رونق بخشد.
- Mit dieser neuen Kampagne wollen wir die Verkaufszahlen hochkurbeln.با این کمپین جدید میخواهیم فروش را افزایش دهیم.