hochkurbeln

Aussprache: /ˈhoːxˌkʊʁbl̩n/
Worttrennung: hoch·kur·beln
فعل

بالا آوردن (با هندل)، افزایش دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas hochkurbeln)

چیزی را با استفاده از اهرم، میل‌لنگ یا دستگیره بالا کشیدن یا بالا آوردن.

  • Er kurbelte das Fenster langsam hoch.او پنجره را به آرامی با هندل بالا آورد.
  • Die Mechaniker mussten die Maschine manuell hochkurbeln.مکانیک‌ها مجبور بودند دستگاه را به صورت دستی با هندل بالا بیاورند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas hochkurbeln)

به صورت مجازی، چیزی را به سرعت یا به شدت افزایش دادن، رونق دادن، تقویت کردن (معمولاً اقتصاد، فروش، تولید و غیره).

  • Die Regierung versucht, die Wirtschaft wieder hochzukurbeln.دولت تلاش می‌کند تا اقتصاد را دوباره رونق بخشد.
  • Mit dieser neuen Kampagne wollen wir die Verkaufszahlen hochkurbeln.با این کمپین جدید می‌خواهیم فروش را افزایش دهیم.