runterkurbeln
پایین آوردن با چرخاندن، تولید کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas runterkurbeln)
چیزی را با چرخاندن اهرم یا دسته به سمت پایین حرکت دادن یا پایین آوردن.
- Bitte kurbel das Fenster im Auto runter.لطفاً شیشه ماشین را پایین بیاور.
- Er kurbelte die Markise wegen des Regens runter.او به خاطر باران، سایبان را پایین آورد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas runterkurbeln)
(مجازی و عامیانه) چیزی را به سرعت و بدون توجه به کیفیت تولید یا انجام دادن.
- Die Fabrik kurbelt die Produktion von billigen T-Shirts runter.کارخانه تولید تیشرتهای ارزان را با سرعت بالا انجام میدهد.
- Er muss schnell einen Bericht runterkurbeln.او باید به سرعت گزارشی را آماده کند.