ankurbeln
راه انداختن، رونق دادن، تحریک کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas ankurbeln)
چیزی را با چرخاندن یک دسته (میل لنگ) به حرکت درآوردن (مثلاً موتور قدیمی).
- Er musste den alten Motor von Hand ankurbeln.او مجبور بود موتور قدیمی را با دست راه بیندازد.
- Die Maschine lässt sich nur schwer ankurbeln.راه انداختن دستگاه به سختی ممکن است.
2
Akkusativ (etwas ankurbeln)
(مجازی) چیزی را تحریک یا تقویت کردن تا فعالتر شود؛ رونق بخشیدن.
- Die Regierung versucht, die Wirtschaft anzukurbeln.دولت تلاش میکند تا اقتصاد را رونق بخشد.
- Neue Investitionen sollen den Tourismus ankurbeln.سرمایهگذاریهای جدید باید گردشگری را تحریک کنند.