auskurieren

Aussprache: /ˈaʊ̯skuˌʁiːʁən/
Worttrennung: aus·ku·rie·ren
فعل

بهبود یافتن (بیماری)، درمان کردن (کامل)

Bedeutungen

1 Akkusativ (eine Krankheit) / sich (eine Person)

یک بیماری را به طور کامل درمان کردن یا بهبود یافتن از آن، معمولاً با استراحت کافی.

  • Nach der Grippe musste er sich mehrere Wochen schonen, um vollständig auszukurieren.پس از ابتلا به آنفولانزا، او مجبور بود چندین هفته استراحت کند تا کاملاً بهبود یابد.
  • Der Arzt verschrieb ihm Bettruhe, damit er seine Erkältung schnell auskurieren konnte.پزشک برای او استراحت مطلق تجویز کرد تا بتواند سرماخوردگی‌اش را به سرعت درمان کند.