kurpfuschen
طبابت غیرقانونی کردن
Bedeutungen
1
(intransitiv)
به صورت غیرمجاز یا غیرحرفهای طبابت کردن، مداخله پزشکی غیرمجاز.
- Es ist gefährlich, wenn jemand kurpfuscht.خطرناک است اگر کسی طبابت غیرمجاز کند.
- Er wurde wegen Kurpfuscherei angezeigt.او به دلیل طبابت غیرمجاز مورد شکایت قرار گرفت.
2
(intransitiv)
کاری را سرهمبندی کردن، با بیدقتی یا غیرحرفهای انجام دادن، خرابکاری کردن.
- Man sollte bei wichtigen Projekten nicht kurpfuschen.نباید در پروژههای مهم کار را سرهمبندی کرد.
- Der Handwerker hat nur kurgepfuscht und die Arbeit nicht richtig gemacht.صنعتگر فقط کار را سرهمبندی کرد و کار را درست انجام نداد.