kurpfuschen

Aussprache: /kʊʁˈpfuːʃən/
Wortzerlegung: kur·pfu·schen
فعل

طبابت غیرقانونی کردن

Bedeutungen

1 (intransitiv)

به صورت غیرمجاز یا غیرحرفه‌ای طبابت کردن، مداخله پزشکی غیرمجاز.

  • Es ist gefährlich, wenn jemand kurpfuscht.خطرناک است اگر کسی طبابت غیرمجاز کند.
  • Er wurde wegen Kurpfuscherei angezeigt.او به دلیل طبابت غیرمجاز مورد شکایت قرار گرفت.
2 (intransitiv)

کاری را سرهم‌بندی کردن، با بی‌دقتی یا غیرحرفه‌ای انجام دادن، خرابکاری کردن.

  • Man sollte bei wichtigen Projekten nicht kurpfuschen.نباید در پروژه‌های مهم کار را سرهم‌بندی کرد.
  • Der Handwerker hat nur kurgepfuscht und die Arbeit nicht richtig gemacht.صنعتگر فقط کار را سرهم‌بندی کرد و کار را درست انجام نداد.