kursieren
رواج داشتن، در گردش بودن، پخش شدن
Beispiele
- Noch ''kursiert'' das Schreiben nur in den Landesregierungen.هنوز این نامه فقط در دولتهای ایالتی در گردش است.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
در میان مردم یا در یک سیستم در گردش بودن، شایع بودن.
- Es kursieren Gerüchte über seine Entlassung.شایعاتی درباره اخراج او در گردش است.
- In dieser Region kursiert eine neue Grippewelle.یک موج جدید آنفولانزا در این منطقه در حال گردش است.