herumkurven

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌkʊʁfn̩/
Worttrennung: her·um·kur·ven
فعل

با وسیله نقلیه (معمولاً ماشین) بی‌هدف در اطراف رانندگی کردن، دور زدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با وسیله نقلیه، به ویژه ماشین، به آرامی یا بی‌هدف در یک منطقه، خیابان‌ها یا به صورت دایره‌ای رانندگی کردن؛ پرسه زدن با ماشین.

  • Die Jugendlichen kurvten mit dem Auto durch die Stadt, ohne ein bestimmtes Ziel.جوانان بدون هدف مشخصی با ماشین در شهر دور می‌زدند.
  • Er kurvte stundenlang um den See herum, um den Kopf freizubekommen.او ساعت‌ها دور دریاچه رانندگی کرد تا ذهنش را آرام کند.