umherkurven
با وسیله نقلیه (معمولاً ماشین) بیهدف در اطراف رانندگی کردن، دور زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با وسیله نقلیه بیهدف یا بدون مقصد مشخص در یک منطقه وسیعتر یا اطراف چیزی حرکت کردن؛ پرسه زدن با ماشین.
- Wir sind gestern Abend nur ein bisschen in der Gegend umhergekurvt.ما دیشب فقط کمی در اطراف منطقه رانندگی کردیم.
- Der Lieferwagen kurvte umher, um die richtige Adresse zu finden.کامیون تحویل در اطراف میگشت تا آدرس درست را پیدا کند.