umherkurven

Aussprache: /ʊmˈheːɐ̯ˌkʊʁfn̩/
Worttrennung: um·her·kur·ven
فعل

با وسیله نقلیه (معمولاً ماشین) بی‌هدف در اطراف رانندگی کردن، دور زدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با وسیله نقلیه بی‌هدف یا بدون مقصد مشخص در یک منطقه وسیع‌تر یا اطراف چیزی حرکت کردن؛ پرسه زدن با ماشین.

  • Wir sind gestern Abend nur ein bisschen in der Gegend umhergekurvt.ما دیشب فقط کمی در اطراف منطقه رانندگی کردیم.
  • Der Lieferwagen kurvte umher, um die richtige Adresse zu finden.کامیون تحویل در اطراف می‌گشت تا آدرس درست را پیدا کند.