kurzarbeiten

Aussprache: /ˈkʊʁt͡sˌʔaʁbaɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: kurz·a·r·bei·ten
فعل

کار پاره‌وقت کردن، کار با ساعات کاری کاهش‌یافته

Beispiele

  • Wegen der Insolvenz muss die gesamte Belegschaft ''kurzarbeiten.به دلیل ورشکستگی، کل کارکنان مجبورند کار پاره‌وقت کنند.

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

در وضعیت کار کوتاه‌مدت (Kurzarbeit) بودن، یعنی ساعات کاری را به دلیل کمبود سفارش یا بحران اقتصادی کاهش دادن.

  • Viele Firmen mussten während der Pandemie kurzarbeiten.بسیاری از شرکت‌ها مجبور شدند در طول همه‌گیری به صورت پاره‌وقت کار کنند.
  • Wenn die Auftragslage schlecht ist, müssen wir vielleicht kurzarbeiten.اگر وضعیت سفارشات بد باشد، شاید مجبور شویم به صورت پاره‌وقت کار کنیم.