kurzarbeiten
کار پارهوقت کردن، کار با ساعات کاری کاهشیافته
Beispiele
- Wegen der Insolvenz muss die gesamte Belegschaft ''kurzarbeiten.به دلیل ورشکستگی، کل کارکنان مجبورند کار پارهوقت کنند.
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
در وضعیت کار کوتاهمدت (Kurzarbeit) بودن، یعنی ساعات کاری را به دلیل کمبود سفارش یا بحران اقتصادی کاهش دادن.
- Viele Firmen mussten während der Pandemie kurzarbeiten.بسیاری از شرکتها مجبور شدند در طول همهگیری به صورت پارهوقت کار کنند.
- Wenn die Auftragslage schlecht ist, müssen wir vielleicht kurzarbeiten.اگر وضعیت سفارشات بد باشد، شاید مجبور شویم به صورت پارهوقت کار کنیم.