kurzfaßten

Aussprache: /ˌkʊʁt͡sˈfastn̩/
Worttrennung: kurz·faß·ten
Wort

خلاصه کردند (گذشته فعل)

Bedeutungen

1 Akkusativ

ارائه چکیده یا جوهر یک مطلب طولانی به صورت مختصر و مفید، بدون از دست دادن نکات کلیدی

  • Der Redner fasste die komplexen Ergebnisse der Studie prägnant zusammen.سخنران نتایج پیچیده مطالعه را به طور موجز خلاصه کرد.
  • Bitte fassen Sie Ihre Argumentation kurz, da die Zeit begrenzt ist.لطفاً استدلال خود را کوتاه بیان کنید، زیرا زمان محدود است.
2 Akkusativ

بیان کردن یک موضوع یا ایده به شکلی فشرده و مختصر، به طوری که تمام جنبه‌های اصلی آن پوشش داده شود

  • Er versuchte, die Essenz des Romans in wenigen Sätzen kurz zu fassen.او تلاش کرد تا جوهر رمان را در چند جمله کوتاه بیان کند.
  • Die Zusammenfassung fasste die wichtigsten Punkte des Berichts kurz und bündig.خلاصه، نکات اصلی گزارش را کوتاه و مختصر بیان کرد.