kurzfristig

Aussprache: /ˈkʊʁt͡sˌfʁɪstɪç/
Wortzerlegung: kurz·fris·tig
صفت

کوتاه‌مدت، در کوتاه‌مدت، فوری

Beispiele

  • Die Straße ist wegen Bauarbeiten ''kurzfristig'' gesperrt.خیابان به دلیل کارهای عمرانی موقتاً مسدود است.
  • Bislang erzielten Investoren mit ''kurzfristigen'' Anlagen so hohe Renditen, dass sie keinen Anreiz hatten, in längerfristige Infrastrukturprojekte einzusteigen.تاکنون سرمایه‌گذاران با سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت بازدهی به قدری بالایی کسب کرده‌اند که هیچ انگیزه‌ای برای ورود به پروژه‌های زیربنایی بلندمدت نداشته‌اند.