kurzfristig

Aussprache: /ˈkʊʁt͡sˌfʁɪstɪç/
Worttrennung: kurz·fris·tig
صفت

کوتاه‌مدت، در کوتاه‌مدت، فوری

Bedeutungen

1

که در مدت زمان کوتاهی اتفاق می‌افتد یا برنامه‌ریزی شده است.

  • Wir brauchen eine kurzfristige Lösung für dieses Problem.ما به یک راه‌حل کوتاه‌مدت برای این مشکل نیاز داریم.
  • Die kurzfristigen Ziele sind leichter zu erreichen.دستیابی به اهداف کوتاه‌مدت آسان‌تر است.
  • Er hat nur kurzfristige Pläne für die Zukunft.او فقط برنامه‌های کوتاه‌مدتی برای آینده دارد.
2

در مدت زمان کوتاه؛ به زودی.

  • Kurzfristig werden wir keine großen Veränderungen sehen.در کوتاه‌مدت، ما تغییرات بزرگی نخواهیم دید.
  • Das Projekt muss kurzfristig abgeschlossen werden.پروژه باید به زودی تکمیل شود.
  • Kurzfristig ist es vielleicht besser, abzuwarten.در کوتاه‌مدت، شاید بهتر باشد صبر کنیم.