kurzfristig
کوتاهمدت، در کوتاهمدت، فوری
Bedeutungen
1
که در مدت زمان کوتاهی اتفاق میافتد یا برنامهریزی شده است.
- Wir brauchen eine kurzfristige Lösung für dieses Problem.ما به یک راهحل کوتاهمدت برای این مشکل نیاز داریم.
- Die kurzfristigen Ziele sind leichter zu erreichen.دستیابی به اهداف کوتاهمدت آسانتر است.
- Er hat nur kurzfristige Pläne für die Zukunft.او فقط برنامههای کوتاهمدتی برای آینده دارد.
2
در مدت زمان کوتاه؛ به زودی.
- Kurzfristig werden wir keine großen Veränderungen sehen.در کوتاهمدت، ما تغییرات بزرگی نخواهیم دید.
- Das Projekt muss kurzfristig abgeschlossen werden.پروژه باید به زودی تکمیل شود.
- Kurzfristig ist es vielleicht besser, abzuwarten.در کوتاهمدت، شاید بهتر باشد صبر کنیم.