kurzarbeiten

Aussprache: /ˈkʊʁt͡sˌʔaʁbaɪ̯tn̩/
Worttrennung: kurz·a·r·bei·ten
فعل

در وضعیت کاهش ساعات کار بودن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به دلیل بحران اقتصادی یا کمبود سفارش، به طور موقت با ساعات کاری کاهش یافته کار کردن.

  • Viele Firmen mussten wegen der Krise ihre Mitarbeiter kurzarbeiten lassen.بسیاری از شرکت‌ها مجبور شدند به دلیل بحران، کارکنان خود را به صورت کاهش ساعات کار درآورند.
  • Seit letztem Monat arbeiten wir nur noch vier Tage die Woche, wir müssen kurzarbeiten.از ماه گذشته ما فقط چهار روز در هفته کار می‌کنیم، باید ساعات کار را کاهش دهیم.