kurzhalten
محدود کردن، مختصر کردن، صرفهجویی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
سخنرانی، جلسه یا گپ را مختصر و کوتاه نگه داشتن
- Bitte halten Sie Ihren Vortrag heute möglichst kurz.لطفاً سخنرانیتان را امروز تا حد امکان مختصر کنید.
- Er musste seine Rede wegen der Zeitnot kurzhalten.او به دلیل ضيق وقت مجبور شد سخنرانیاش را کوتاه کند.
2
Akkusativ
کسی را در پول توجیبی یا آزادیها تحت فشار و محدودیت قرار دادن
- Die Eltern halten ihre Kinder finanziell sehr kurz.والدین فرزندانشان را از نظر مالی بسیار محدود نگه میدارند.
- Man sollte die Mitarbeiter nicht zu kurzhalten.نباید کارمندان را بیش از حد در محدودیت گذاشت.
3
sich
در مخارج و هزینهها صرفهجویی کردن (در حالت انعکاسی)
- Diesen Monat müssen wir uns beim Einkaufen etwas kurzhalten.این ماه باید هنگام خرید کمی صرفهجویی کنیم.
- Nach dem teuren Urlaub müssen sie sich finanziell kurzhalten.پس از تعطیلات گرانقیمت، آنها باید از نظر مالی مراعات و صرفهجویی کنند.