kurzlebig
کوتاهعمر / زودگذر
Bedeutungen
1
چیزی که عمر یا دوام کمی دارد و به سرعت از بین میرود یا تمام میشود.
- Die Freude über den Sieg war leider nur kurzlebig.متأسفانه شادی پیروزی فقط زودگذر بود.
- Viele Insektenarten sind kurzlebig und leben nur wenige Wochen.بسیاری از گونههای حشرات عمر کوتاهی دارند و فقط چند هفته زندگی میکنند.
- Die kurzlebige Modeerscheinung verschwand schnell wieder.این پدیده زودگذر مد به سرعت ناپدید شد.