kurzschliessen
کوتاه کردن، اتصال کوتاه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
در حوزه فنی: ایجاد یک مسیر با مقاومت بسیار کم بین دو نقطه در یک مدار الکتریکی که منجر به جریان بیش از حد و آسیب احتمالی میشود.
- Ein Kurzschluss in der Verkabelung des alten Hauses führte zu einem Brand.اتصال کوتاه در سیمکشی خانه قدیمی منجر به آتشسوزی شد.
- Die Sicherung ist durchgebrannt, weil ein Gerät die Leitung kurzgeschlossen hat.فیوز سوخته است زیرا دستگاهی باعث اتصال کوتاه خط شده است.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم)
در حوزه غیرفنی: حذف یا نادیده گرفتن مراحل یا فرآیندهای ضروری برای رسیدن سریعتر به نتیجه؛ میانبُر زدن در یک فرآیند پیچیده.
- Es ist gefährlich, bei der wissenschaftlichen Recherche wichtige Zwischenschritte kurzuschließen, da dies zu unzuverlässigen Ergebnissen führen kann.نادیده گرفتن مراحل میانی مهم در تحقیق علمی خطرناک است، زیرا میتواند منجر به نتایج غیرقابل اعتماد شود.
- Der Manager versuchte, den bürokratischen Prozess kurzuschließen, indem er die Genehmigung direkt vom Vorstand einholte.مدیر سعی کرد با گرفتن مستقیم مجوز از هیئت مدیره، فرآیند بوروکراتیک را میانبُر بزند.