kurzweilig
سرگرمکننده، مفرح
Bedeutungen
1
جذاب و سرگرمکننده به طوری که زمان به سرعت میگذرد؛ مفرح و لذتبخش.
- Der Film war sehr kurzweilig und spannend.فیلم بسیار سرگرمکننده و هیجانانگیز بود.
- Wir hatten einen kurzweiligen Abend mit Freunden.ما یک شب مفرح با دوستان داشتیم.
- Die Präsentation war trotz des ernsten Themas erstaunlich kurzweilig gestaltet.ارائه با وجود موضوع جدی، به طرز شگفتانگیزی سرگرمکننده طراحی شده بود.