فعل
بغل کردن، در آغوش کشیدن، لم دادن
معانی و تعاریف kuscheln:
- بغل کردن، نوازش کردن (کسی)
- لمیدن، خود را جمع کردن (برای راحتی)
جملات نمونه برای kuscheln:
Sie ''kuschelt'' mit ihren Teddybären.
او با خرسهای عروسکیاش بغل میکند (خوابیده/بازی میکند).
Die beiden ''kuschelten'' zusammen.
آن دو نفر همدیگر را در آغوش کشیدند.
Das Kind kuschelt sich an seine Mutter.
کودک خود را به مادرش میچسباند/بغل میکند.