lächeln
لبخند زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
لبخند زدن، تبسم کردن (نشان دادن شادی، رضایت یا مهربانی).
- Sie lächelte freundlich, als sie ihn sah.او با دیدن او، دوستانه لبخند زد.
- Das Baby lächelte im Schlaf.نوزاد در خواب لبخند میزد.