fortlächeln
با لبخند رد شدن، نادیده گرفتن با لبخند، با لبخند از کسی گذشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با لبخند زدن به چیزی ادامه دادن، یا یک موقعیت ناخوشایند را با لبخند نادیده گرفتن یا تحمل کردن.
- Er lächelte die Kritik einfach fort.او به سادگی انتقاد را با لبخند نادیده گرفت.
- Sie versuchte, die unangenehme Situation mit einem Lächeln fortzulächeln.او سعی کرد موقعیت ناخوشایند را با لبخند رد کند.