lädiert
آسیب دیده، زخمی، گرفته (حال)
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که آسیب فیزیکی دیده، زخمی شده یا دچار نقص شده است.
- Nach dem Unfall war sein Bein stark lädiert.بعد از تصادف، پایش به شدت آسیب دیده بود.
- Der lädierte Spieler musste das Feld verlassen.بازیکن آسیبدیده مجبور شد زمین را ترک کند.
- Das alte Auto war ziemlich lädiert, aber es fuhr noch.ماشین قدیمی نسبتاً آسیب دیده بود، اما هنوز حرکت میکرد.
2
حال و احوال کسی که خوب نیست، کسل یا گرفته است.
- Er wirkte heute etwas lädiert und müde.او امروز کمی گرفته و خسته به نظر میرسید.
- Nach der langen Reise fühlte sie sich ziemlich lädiert.بعد از سفر طولانی، او احساس کسالت میکرد.
- Sein Selbstvertrauen war nach der Kritik stark lädiert.اعتماد به نفس او پس از انتقاد به شدت آسیب دیده بود.