blankliegen

Aussprache: /ˈblaŋkˌliːɡn̩/
Worttrennung: blan·k·lie·gen
فعل

بدون روکش بودن (سیم)، متشنج بودن اعصاب

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

بدون عایق و روکش بودن کابل یا سیم برق.

  • Vorsicht, die Drähte liegen blank und es besteht Stromschlaggefahr.احتیاط کنید، سیم‌ها بدون روکش هستند و خطر برق‌گرفتگی وجود دارد.
  • Nach dem Sturm lagen viele Stromkabel blank.پس از طوفان، بسیاری از کابل‌های برق بدون روکش بودند.
2 ohne Objekt (die Nerven liegen blank)

شدیداً متشنج بودن اعصاب یا کاملاً بی‌پول بودن (اصطلاح عامیانه).

  • Nach der ständigen Kritik lagen seine Nerven blank.پس از انتقادات مداوم، اعصاب او به شدت متشنج بود.
  • Er hat kein Geld mehr, seine Nerven liegen blank.او دیگر پولی ندارد، اعصابش به شدت به هم ریخته است.