länderübergreifend

Aussprache: /ˈlɛndɐˌyːbɐˌɡʁaɪ̯fn̩t/
Worttrennung: län·der·über·grei·fend
صفت

فرامرزی، بین‌المللی

Bedeutungen

1

چیزی که از مرزهای یک کشور فراتر می‌رود و چندین کشور را در بر می‌گیرد؛ بین‌المللی.

  • Die Organisation arbeitet an länderübergreifenden Projekten zur Armutsbekämpfung.این سازمان روی پروژه‌های بین‌المللی برای مبارزه با فقر کار می‌کند.
  • Eine länderübergreifende Kooperation ist für den Erfolg entscheidend.همکاری فرامرزی برای موفقیت حیاتی است.
  • Die Studie analysiert länderübergreifende Handelsströme.این مطالعه جریان‌های تجاری فرامرزی را تحلیل می‌کند.