länderübergreifend
فرامرزی، بینالمللی
Bedeutungen
1
چیزی که از مرزهای یک کشور فراتر میرود و چندین کشور را در بر میگیرد؛ بینالمللی.
- Die Organisation arbeitet an länderübergreifenden Projekten zur Armutsbekämpfung.این سازمان روی پروژههای بینالمللی برای مبارزه با فقر کار میکند.
- Eine länderübergreifende Kooperation ist für den Erfolg entscheidend.همکاری فرامرزی برای موفقیت حیاتی است.
- Die Studie analysiert länderübergreifende Handelsströme.این مطالعه جریانهای تجاری فرامرزی را تحلیل میکند.