die Länge

Aussprache: /ˈlɛŋə/
Worttrennung: Län·ge
اسم

طول، درازا، طول جغرافیایی

Bedeutungen

1

بعد مسافت در یک جهت؛ درازا.

  • Die Länge des Tisches beträgt zwei Meter.طول میز دو متر است.
  • Wir müssen die Länge des Seils messen.ما باید طول طناب را اندازه بگیریم.
  • Die Länge des Films ist beeindruckend.طول فیلم چشمگیر است.
2

در جغرافیا، فاصله زاویه‌ای یک نقطه از صفحه استوا به سمت شمال یا جنوب، اندازه‌گیری شده بر حسب درجه.

  • Berlin liegt auf einer Länge von etwa 13 Grad Ost.برلین در طول جغرافیایی حدود ۱۳ درجه شرقی قرار دارد.
  • Die Länge und Breite sind wichtige geografische Koordinaten.طول و عرض، مختصات مهم جغرافیایی هستند.
  • Die Länge bestimmt die Zeitzone eines Ortes.طول جغرافیایی منطقه زمانی یک مکان را تعیین می‌کند.