längelang
به درازا، در تمام طول، مدام
Bedeutungen
1
در طول یک مسیر طولانی، به صورت کشیده و دراز.
- Der Fluss schlängelt sich längelang durch die Landschaft.رودخانه به درازا در میان منظره پیچ و تاب میخورد.
- Er saß längelang am Fenster und schaute hinaus.او مدت طولانی کنار پنجره نشست و به بیرون نگاه کرد.
- Die Straße verlief längelang geradeaus.جاده به صورت کشیده به سمت جلو امتداد داشت.
2
برای مدت طولانی، پیوسته و بدون وقفه.
- Sie weinte längelang, nachdem sie die schlechte Nachricht gehört hatte.او پس از شنیدن خبر بد، مدت طولانی گریه کرد.
- Er wartete längelang auf eine Antwort.او مدت طولانی منتظر پاسخی بود.
- Die Diskussion dauerte längelang, bis eine Lösung gefunden wurde.بحث مدت طولانی ادامه یافت تا زمانی که راه حلی پیدا شد.