lang

Aussprache: /laŋ/
Worttrennung: lang
صفت

طولانی، دراز، بلند

Bedeutungen

1

دارای طول زیاد در فضا؛ مخالف کوتاه.

  • Der Weg zum Strand ist sehr lang.مسیر رسیدن به ساحل خیلی طولانی است.
  • Sie hat lange Haare, die bis zu ihrer Taille reichen.او موهای بلندی دارد که تا کمرش می‌رسد.
  • Wir mussten eine lange Zeit auf den Bus warten.ما مجبور بودیم مدت طولانی منتظر اتوبوس بمانیم.
2

که مدت زمان زیادی طول می‌کشد یا ادامه دارد؛ مخالف کوتاه (در زمان).

  • Die Vorlesung war leider zu lang.متأسفانه سخنرانی خیلی طولانی بود.
  • Er hat eine lange und erfolgreiche Karriere als Musiker hinter sich.او یک حرفه طولانی و موفق به عنوان نوازنده را پشت سر گذاشته است.
  • Das Projekt wird wahrscheinlich noch eine ganze Weile lang dauern.این پروژه احتمالاً هنوز مدتی طولانی ادامه خواهد داشت.
3

در اصطلاحات، مانند 'jemandem lang und breit etwas erklären' (چیزی را به تفصیل برای کسی توضیح دادن).

  • Er hat mir die Situation lang und breit erklärt.او وضعیت را به تفصیل برای من توضیح داد.
  • Sie erzählte langatmig von ihrem Urlaub.او با جزئیات زیاد درباره تعطیلاتش تعریف کرد.
  • Der Lehrer erklärte den Stoff langsam und gründlich.معلم مطلب را آهسته و با دقت توضیح داد.