lang
طولانی، دراز، بلند
Bedeutungen
1
دارای طول زیاد در فضا؛ مخالف کوتاه.
- Der Weg zum Strand ist sehr lang.مسیر رسیدن به ساحل خیلی طولانی است.
- Sie hat lange Haare, die bis zu ihrer Taille reichen.او موهای بلندی دارد که تا کمرش میرسد.
- Wir mussten eine lange Zeit auf den Bus warten.ما مجبور بودیم مدت طولانی منتظر اتوبوس بمانیم.
2
که مدت زمان زیادی طول میکشد یا ادامه دارد؛ مخالف کوتاه (در زمان).
- Die Vorlesung war leider zu lang.متأسفانه سخنرانی خیلی طولانی بود.
- Er hat eine lange und erfolgreiche Karriere als Musiker hinter sich.او یک حرفه طولانی و موفق به عنوان نوازنده را پشت سر گذاشته است.
- Das Projekt wird wahrscheinlich noch eine ganze Weile lang dauern.این پروژه احتمالاً هنوز مدتی طولانی ادامه خواهد داشت.
3
در اصطلاحات، مانند 'jemandem lang und breit etwas erklären' (چیزی را به تفصیل برای کسی توضیح دادن).
- Er hat mir die Situation lang und breit erklärt.او وضعیت را به تفصیل برای من توضیح داد.
- Sie erzählte langatmig von ihrem Urlaub.او با جزئیات زیاد درباره تعطیلاتش تعریف کرد.
- Der Lehrer erklärte den Stoff langsam und gründlich.معلم مطلب را آهسته و با دقت توضیح داد.