lärmerfüllt
پُر از سر و صدا، پُر هیاهو
Bedeutungen
1
پر از سر و صدا، پرسروصدا و پرهیاهو.
- Die lärmerfüllte Fabrikhalle war ein Ort intensiver Arbeit.سالن پر سر و صدای کارخانه مکانی برای کار فشرده بود.
- Sie lebten in einer lärmerfüllten Straße im Stadtzentrum.آنها در خیابانی پر سر و صدا در مرکز شهر زندگی میکردند.
- Der lärmerfüllte Markt zog viele Besucher an.بازار پر هیاهو بازدیدکنندگان زیادی را جذب میکرد.